محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2078
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« داد و از گمراهى بصيرت بخشيد . هر كه نجات يافت ، رستگارى از هدايت « خدا يافت و هر كه پاكيزه شد به رحمت وى توفيق يافت . به بركت محمد بن - « عبد الله راهها روشنى گرفت و گذرها استقامت يافت و حقها عيان شد و « باطلها بمرد ، اى كسان ! از گفتار ناحق و آرزوى مردم مغرور بپرهيزيد كه « قومى پيش از شما آنچه را شما گرفتهايد گرفته بودند و به آنچه رسيدهايد « رسيده بودند و آرزوها همه را ببرد و خدا دشمنشان شد و لعنت بزرگ « كرد . خدا عز و جل فرمايد : « * ( لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا من بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ « ذلِكَ بِما عَصَوْا وَكانُوا يَعْتَدُونَ . كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوه لَبِئْسَ ما كانُوا « يَفْعَلُونَ . 5 : 78 - 79 ) * » [ 1 ] « يعنى : آن كسان از پسران اسرائيل كه به كفر گراييدند به زبان داود و « عيسى پسر مريم لعنت شدند براى آنكه عصيان ورزيدند و تعدى مىكردند و از « كار زشتى كه مىكردند دست بر نمىداشتند و چه بد بود اعمالى كه مىكردند . « براى طلحة بن عبيد الله نيز آنچه را در بارهء خويش گفتم مىپذيرم « و ضامن آنم و به قولى كه از جانب وى دادهام پاى بند . « اى ابن عوف كار به دست تو باشد كه به جان بكوشى و خير خواهى « كنى و خدا ضامن است كه راه اعتدال بنمايد و باز گشت به اوست . براى « خودم و شما از خدا آمرزش مىخواهم و از مخالفت شما به خدا پناه مىبرم . آنگاه على بن ابى طالب رضى الله عنه سخن كرد و گفت : « حمد خدايى را كه محمد را از ميان ما نبوت داد و سوى ما به « پيمبرى فرستاد كه ما خاندان نبوتيم و معدن حكمت و امان مردم زمين و « مايهء نجات طالبان . ما را حقى هست كه اگر بدهند بگيريم و اگر ندهند
--> [ 1 ] سورهء مائده ( 5 ) آيهء 82